مدتها است دارم سعی میکنم که برای خودم کسب و کاری راه بندازم.
استدلال اولیه خوب بوده، پیش خودم فکر کرده بودم هر کجا که کار میکنم تو مسئله باید همیشه جلوی چشمم باشه، اول اینکه کاری که انجام میدم مطابق هدف گذاری آینده باشه. دوم اینکه تو اون کار تا اونجا که میتونم جلو برم و تبحر کسب کنم.
یه موضوع نگران کننده است، اینکه هر چقدر جلو میرم، بازهم به نظر میاد که کم باشه.
نکته دوم اما اینه که اینکارها میبایست سالها پیش انجام می پذیرفت، مثلا ایده تشکیل کلاس، زدن شرکت ، و یک سری کارهای دیگه میبایست ده سال پیش حداقل شروع میشد.
اما کاریش نمیشد کرد، وقتی مشکل اصلی ناشی از نداشتن حامی و برنامه ریز دوران رشد بوده، تنها کار صبره و اینکه بتونی شرایط رو بهتر کنی، شاید نه خیلی عالی
استدلال اولیه خوب بوده، پیش خودم فکر کرده بودم هر کجا که کار میکنم تو مسئله باید همیشه جلوی چشمم باشه، اول اینکه کاری که انجام میدم مطابق هدف گذاری آینده باشه. دوم اینکه تو اون کار تا اونجا که میتونم جلو برم و تبحر کسب کنم.
یه موضوع نگران کننده است، اینکه هر چقدر جلو میرم، بازهم به نظر میاد که کم باشه.
نکته دوم اما اینه که اینکارها میبایست سالها پیش انجام می پذیرفت، مثلا ایده تشکیل کلاس، زدن شرکت ، و یک سری کارهای دیگه میبایست ده سال پیش حداقل شروع میشد.
اما کاریش نمیشد کرد، وقتی مشکل اصلی ناشی از نداشتن حامی و برنامه ریز دوران رشد بوده، تنها کار صبره و اینکه بتونی شرایط رو بهتر کنی، شاید نه خیلی عالی
Labels: شرایط
